مهدى مهريزى وهادى ربانى

35

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

هجوم و ستم قرار مىگيرند . كسى كه به داد و فرياد مردم برسد نيست . بنا بر اين ، لازم است در اين شرايط وا نفسا ، براى نجات مردم از اين مصيبت و از چنگال گرگان خون‌خوار كارى كرد . 2 . كشور در اوج فقر قرار دارد و براى نجات اين فقر كه علّت اصلى آن استبداد و كارگزاران استبداد است ، بايد قدمى برداشت . گرسنگان هر روز فريادشان فراوان‌تر و ناله‌هاى مظلومان بيشتر مىشود . بايد براى نجات آنان كارى كرد . 3 . كشور در اوج وابستگى به صنايع اجنبى قرار دارد . به خاطر روند وابستگى به صنايع اجنبى ، هر روز دارد كالاهاى اجنبى بيشتر مىشود . اولياى كشور و عملهء استبداد ، براى نجات كشور از اين وابستگى و روند رو به تزايد وابستگى كارى نمىكنند . بنا بر اين ، بايد قاعده و قانون در كشور در پرتو يك نظام غير استبدادى ايجاد كرد تا بتوان كشور را از قيد وابستگى نجات داد . من برخى از عبارات‌ها را از رساله يادداشت كردم . آخوند اوضاع اسفبار اقتصادى كشور را در حدّ يك پاراگراف مىنويسد ، بعد به راه چاره مىپردازد . 1 . اصلاح حال كليه متصدّيان و تربيت آنها و همّت گماشتن به مصالح نوعيه و نجات مردم از يوغ استبداد . 2 . تحصيل اتّحاد كامل في ما بين دولت و ملّت . بعد اشاره مىكند اين اتّحاد به دليل ستمى كه از سوى پادشاهان وجود داشته نسبت به ملّت ، هرگز شكل نگرفته است . براى نجات كشور ، اتّحاد بين دولت و ملّت لازم است و بنا بر اين ، راه چارهء دومى كه عنوان مىكند عبارت است از : تحصيل اتّحاد بين دولت و ملّت به نحوى كه پادشاه به لفظ پادشاه بسنده نكند و واقعاً پدر ملّت باشد و ملّت نيز خود را فرزند پادشاه بنامند و به عنوان يك خانواده ، فرزند و پدر كشور را اداره كنند .